ابراهيم بيضون ( مترجم : اصغر محمدى سيجانى )
12
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي )
از اخلاق پدرى كه سخت پايبند به سنتها بود جرعه برگرفت ؛ و رفتار حضرت محمد ( ص ) كه در جوانى نگاهى آرام و مطمئن به زندگى داشت و از جهان مادى مكانى كه در آن زندگى مىكرد بسيار دور بود را الگو قرار داد . هيچ يك از كودكان ديگر به خوبى او از اين خانواده بهرهمند نشدند . وى در شرايطى رشد يافت كه خورشيد نبوت او را دربرگرفته بود و همچنين در آغوش خانهاى آكنده از جلوههاى نبوت قرار داشت . على ( ع ) امكان زندگى در چنين خانوادهاى را به دست آورد . بنا به تأييد روايتهاى مختلف تاريخى ، ابو طالب هرگز اسلام آوردن خود را اعلام نكرد . ولى روايتى وجود دارد كه نشان مىدهد كه او به رغم اينكه دين جديد دلش را فرا گرفته بود ، آن را اعلام نكرد ، زيرا وى در آن هنگام ، بزرگ و رهبر قريش بود و براى هر كس كه در جايگاه او باشد دشوار است كه از سنتها و تقاليد دست بشويد . در واقع كهنسالان اين دعوت را در شأن خود نمىدانستند و تعداد اندكى از آنان دعوت حضرت محمد را اجابت كردند . اكثريت كسانى كه در ابتدا به دين پيامبر گرويدند از جوانان بودند زيرا آنها از قيد و بندهاى مرحله و مفاهيم آن آزادترند . ابو طالب به هنگام فوت ، اين واقعيت را بيان داشت و گفت : « من بر ملت عبد المطلب هستم » « 1 » . آنگاه خطاب به پيامبر ( ص ) گفت : « اى برادرزاده ، سوگند به خدا اگر هراس از اين نبود كه قريش بگويند جزع - بىتابى در برابر مشكلاتى مثل فقر - مرا از پاى درآورد كه دشنامى براى تو و خانوادهات باشد ، آنچه مىگويى انجام مىدادم و با آن تو را خشنود مىكردم - تا پاسخى باشد - به شكرگزاريت از من و قدردانى و علاقهات نسبت به من و پند دادنم . . . » « 2 » سپس به بنى عبد المطلب نگريست و گفت : « شما زنده مىمانيد تا شاهد باشيم كه سخنان محمد ( ص ) را بر گوش مىگيريد و فرمانش مىبريد ، پس فرمانبردارش باشيد و او را يارى كنيد تا هدايت شويد . » « 3 »
--> ( 1 ) همان ، ص 122 . ( 2 ) همان . ( 3 ) همان ، ص 123 . ( توضيح : جاى شگفتى دارد كه نويسندهء محترم كه به تحليل تاريخ و انديشه در آن باور